ریحان..
خیلی گذشته از روزایی که میگفتی ان شاءالله تا ابد پیش همیم..نکنه یادت رفته چقدر خاطرات رو خوب به خاطر می سپارم؟..نکنه یادت رفته دل کوچیکم چه زود بی قرار میشه؟. ..نکنه حساب من رو قاطی بقیه کردی؟..
یه واژه ها اونقدر سنگینن که وقتی بهشون فکر هم که میکنی نفست بالا نمیاد..یه چیزی مثل انتظار..مثل دلتنگی توام با انتظار و نگرانی..
گور بابای دلم و دلتنگیش و انتظارش و گریه هاش و نگرانیش و نفسهای به شماره افتاده ش...یه خبر از سلامتیت..همین و بس
یک لحظه... لطفا...
ما را در سایت یک لحظه... لطفا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154