بنظرت چند سال باید بگذره تا وقتی 1جا میام دلم نریزه از جای خالی عاشقانه هامون..
چند سال باید بگذره تا یادم بره..نه...تا کمرنگ بشه هر چی دل و دلبری و لبخند و خاطره س..
چند سال میتونم منتظر بمونم
چند سال باید بگذره تا بتونم...
و ته این سوالها علامت سوال نمیگذارم..بعضی سوالها جواب ندارن..تنها میشه در جوابشون سکوت کرد..
مدتیه وقتی یادت میفتم اخم نمیکنم.وقتی یادت میفتم دلم پر از خشم و بغض نمیشه..بی حسم..بی روح..
باید باور کنم ته این عشق شکست خورده فراموشی نیست..
باید باور کنم از خاکستر این عشق،ققنوس دیگری متولد نمیشه..
باید باور کنم
1 1 1 این دل 1..
باید یاد بگیریم با هم حرف بزنیم.با هم و دور از هم زندگی کنیم.با هم بخندیم.با هم نگران بشیم.با یاد هم به خواب بریم و به یاد هم از خواب بیدار بشیم
اما
دل نبندیم...
و چه تاوان سنگینی داشت این دل بستن..
برچسب:
نویسنده: مبین حسینیان