
بی توجه به محیط،خیره به درخت جلوی مغازه در افکارم غرق بودم.مادر در حال خرید بود.مغازه دار به بهانه اینکه کاغذ دستگاه کارت خوانش تمام شده و گویا گران شده،حرف را به حال این روزهای میهن عزیزمان ربط داد و گفت همان بهتر که فلان بشود و بهمان بشود.تند تند جملاتی گفت و بعد منتظر ماند کسی تاییدش کند..ولی نکرد.چند دقیقه بعد رو کرد به من.دانشجویی دخترم؟چی خوندی؟_ نه.رشته ی .._ موفق باشی_ ممنونرو کرد به مادر._ حاج خانم دنبال یه دختر محجوب واسه پسرم میگردیم.دختر خانم رو شوهر نمیدی؟از اینجا به بعدش خیلی مهم ن...
ادامه مطلب
بنظرت چند سال باید بگذره تا وقتی اینجا میام دلم نریزه از جای خالی عاشقانه هامون..چند سال باید بگذره تا یادم بره..نه...تا کمرنگ بشه هر چی دل و دلبری و لبخند و خاطره س..چند سال میتونم منتظر بمونمچند سال باید بگذره تا بتونم...و ته این سوالها علامت سوال نمیگذارم..بعضی سوالها جواب ندارن..تنها میشه در جوابشون سکوت کرد..مدتیه وقتی یادت میفتم اخم نمیکنم.وقتی یادت میفتم دلم پر از خشم و بغض نمیشه..بی حسم..بی روح..باید باور کنم ته این عشق شکست خورده فراموشی نیست.. باید باور کنم از خاکستر این عشق،ققن...
ادامه مطلب
+ حسم میگه اینی که به اسم ریحانه برام کامنت گذاشته..ریحانه نیست...کسیه که میخواد کمی حال من بهتر بشه. xa0+ + امشب برای همه دلهای شکسته دعا می کنم...کاش کسی هم برای من دعا میکرد.. ...
ادامه مطلب
نتونی حرف بزنی ولی دریای کلمات تو دلت موج بزنه و به تلاطم بیفته خیلی سختههی تحمل کنی که بالاخره طوفان آروم میگیره و آروم میشه و آروم میشی و آروم نشه خیلی سختهولی دلم خوشه تو هستی.همیشه هستی..وقتی هیشکی نیستیار تنهایی های من و معشوق نامه های بی نشانم اول و آخر خودتی و خودت.تو برامون کافی هستی،این همه سال اگه گذشت و سرمون بالا بود فقط چون لطف و رحمت تو ت...
ادامه مطلب
تردید به دلت راه ندهکسی که شکستی رو دیگه سر پا نخواهی دید..* بیچاره خاطره های قشنگی که گوشه ی تا نشده تازگی شان نیشتر میزند....به قلب خسته ای...وقتی پرتت میکنند به بیست و چند ماه پیش..* حرفهایم از مرزِ به سخن در آمدن گذشته اند...سکوت حال روزهای مرا بهتر توصیف می کند...*من پریشان تر از آنم که تو می پنداری/شده آیا ته یک شعر ترک برداری؟..(فاضل)التماس دعای آرامش نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 23:34 توسط آیرا| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال لحظه تحویل سال 96 ساعت 13 و 58 دقیقه و 40 ثانیه روز دوشنبه 30 اسفند 1395 هجری شمسی xa0 دوستان نازنینم از خدای بزرگ براتون سالی پر از خیر و برکت،پر از صحت و سلامت،پر از کامیابی و بهرو...
ادامه مطلب
مَن و مَن در من دختر بچه هفت ساله ای زندگی میکند که این سالها تمام تلاشم را برای بزرگ کردنش بکار بسته ام.هنوز هم وقتی در خیابان یک اتفاق تلخ اجتماعی آزارش می دهد اخمش را به من می کندxa0افسرده که می شود گریه هایش می شود سهم من.دلش که می گیرد با تمام توان و بدون توجه به اطراف از اعماق وجودش هق هق می زند...
ادامه مطلب
بیچاره شاعری که سکوت می کند تا هرم واژه هایش قلب و دیده ای را به آتش نکشد.. سکوت،مجازات ارزانی ست. وادارت می کند دنیا را با چشم آدمهای یخی ببینی.. سکوت،مجازات گرانی ست یادت می دهد آنقدر مهربانی ات را مدرج کنی که عطای محبت را به لقایش ببخشی.. بدا به حال زمین..این همه سرما را چگونه تاب خواهد آورد؟ xa0 پ...
ادامه مطلب
می شود معجزه با چشم تو آغاز شودکنج دیوار دلم پنجره ای باز شودمی شود باز بیایی و دچارم بکنیزخمی حادثه ی عشق و شکارم بکنی عشق را زنده کنی شعله به عالم بزنیآتشی بر همه ی فکر و خیالم بزنیمی شود حادثه ات حال مرا خوب کندتلخی شعر مرا تلخی مطلوب کند می شود باز تو بانوی غزل ساز شویدر سکوت قلمم زمزمه پرداز شو...
ادامه مطلب
xa0 "رتبه م شد ۷۲...نمیدونم چیکار کنم الان!!!!!دلم میخواد بپرم هوا...جیغ بزنمخدایاااااااااااااااا شکرتآیرا ممنونم که بهم امید دادی و کمکم کردی...اگه پارسال این موقع باهام حرف نمیزدی و کمکم نمیکردی شاید الان به این نتیجه نمی رسیدم...ممنونم به خاطر تک تک لحظه هایی که بودی:) :**** " xa0 تمام امروز به انتظا...
ادامه مطلب
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) xa0 حلالم کنید دوستان عزیزم... xa0 xa0...
ادامه مطلب
چشمانم هر شب از تکه های خاطراتت لبریز می شوندگمان می کنم آخر یک روزآخرین تکه ها در باران چشمانم حل می شود وهمه چیز تمام.. ....باران همه چیز را می شویدخاطراتت صیقل می خورند.. آههههـــ ..خوش خیالم که فکر میکنم یک روز همه چیز تمام می شودباران همه چیز را می شویدالا یادت را. xa0 ...
ادامه مطلب
درخت ها شاهدند پیر شدن دیوارهای این کوچه را. و پای فرسودگی شان بزرگ شدند. و دیوارها حکایت روزمرگی آدمهایی را به دوش می کشند که زمانی ساکنان این خانه ها بودند.. آههــــــــــــ.......پاییز لبریز دلتنگی ست.. xa0 xa0 تشکر از عاطفه ی جانم زهرای عزیزم و فاطمه بانوی گلم این روزا،بار این خونه رو دوش مهربونیای شماست...اگه نباشید می میره...یه دنیا ممنونم..دوستتون دارم...
ادامه مطلب