
می شود معجزه با چشم تو آغاز شودکنج دیوار دلم پنجره ای باز شودمی شود باز بیایی و دچارم بکنیزخمی حادثه ی عشق و شکارم بکنی عشق را زنده کنی شعله به عالم بزنیآتشی بر همه ی فکر و خیالم بزنیمی شود حادثه ات حال مرا خوب کندتلخی شعر مرا تلخی مطلوب کند می شود باز تو بانوی غزل ساز شویدر سکوت قلمم زمزمه پرداز شو...
ادامه مطلب
درخت ها شاهدند پیر شدن دیوارهای این کوچه را. و پای فرسودگی شان بزرگ شدند. و دیوارها حکایت روزمرگی آدمهایی را به دوش می کشند که زمانی ساکنان این خانه ها بودند.. آههــــــــــــ.......پاییز لبریز دلتنگی ست.. xa0 xa0 تشکر از عاطفه ی جانم زهرای عزیزم و فاطمه بانوی گلم این روزا،بار این خونه رو دوش مهربونیای شماست...اگه نباشید می میره...یه دنیا ممنونم..دوستتون دارم...
ادامه مطلب